نوکر واقعی امام حسین (ع) کیست؟

نوکر واقعی امام حسین (ع) کسی است که وقتی حتی «احتمال» می‌دهد که مولا و معشوق او به امری راضی نباشد، به شدت از آن پرهیز کند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا به نقل از کریمه، عشق وصف‌ناپذیر به سید‌الشهدا‌ (ع) و دلدادگی نسبت به آن حضرت، این احساس را در برخی از افراد به وجود می‌آورد که واژگانی مانند دوستدار، پیرو یا مرید امام حسین (ع)، بیانگر شور و عشق درونی آنان نیست و برای همین، ترجیح می‌دهند خود را «نوکر» امام حسین (ع) بخوانند...

اما سؤال اصلی اینجاست که نوکر واقعی امام حسین (ع) کیست؟

گفتنی است که یکی از ملاک‌های تشخیص «دوستدار» امام حسین (ع) از «عاشق» و «نوکر» این است که دوستدار یا محب یک فرد به دنبال آن است که محبوب او چه خواسته‌ای دارد تا آن را برآورده سازد، اما نکته اینجاست که این دوستی فقط آنگاه به حد عشق و نوکری می‌‌رسد که وقتی فرد حتی «احتمال» می‌دهد مولا و معشوق او به امری راضی نباشد، به شدت از آن پرهیز کند.

چراکه نوکری اباعبدالله (ع) مقام بسیار عظیمی است که جا دارد، سال‌های سال یک عزادار برای وارد شدن به این مقام به درگاه الهی انابه کند و به امام حسین (ع) توسل جوید.

 

چراکه نوکری امام حسین (ع) نه استثنای زمانی برمی‌دارد نه مکانی و نه به فرد اجازه می‌دهد که حتی آنچه را «احتمال می‌دهد» مولایش از آن ناراضی است انجام دهد، از این روست که میان حسینی بودن در «عمل» با حسینی بودن در «ادا» از زمین تا آسمان فاصله است...

بنابراین فراموش نکنیم که برخی از سبک‌های جدید و من‌درآوردی در عزاداری ولو با نیت خالص انجام گیرد، هیچ‌گاه از یک عاشق و نوکر امام حسین (ع) که معنای نوکری را می‌فهمد سر نمی‌زند، زیرا فرد با وجود مخالفت علما، لااقل احتمال نارضایتی حضرت را می‌دهد.

از این رو نکوست که در هر پستی از لحاظ دنیایی که قرار می‌گیریم، پست نوکری امام حسین (ع) را باید در اولویت داشته باشیم، اگر ما به عنوان شیعه‌ی مخلص اهل‌بیت (ع) آن پست مادّی و دنیایی را بالاتر بدانیم و توجّهی به این پست پر افتخار نوکری امام حسین (ع) نداشته باشیم، خیلی به دور از معرفت عمل کرده و بسیار ضرر کرده‌ایم.

گفتنی است که اولیای خدا مثل امام (ره) این‌گونه بودند، ریاست همه‌ی دنیا را با پست نوکری اسلام و مکتب اهل‌بیت و مدال عشق و ارادت به امام حسین (ع) عوض نمی‌کردند، اهمیت و ارزش و اصالت این، برای آن‌ها بیشتر از همه مَناصب و موقعیت‌های دنیایی بود.

چند داستان عجیب از نوکری برای امام حسین (ع)

مرحوم نوری از استاد بزرگوار خود عالم جلیل القدر علامه شیخ عبدالحسین تهرانی نقل می‌کند که چون میرزا نبی خان از دنیا رفت (و او از خواص محمد شاه قاجار بود و از کسانی بود که هر گناهی را مرتکب می‌شد و در تظاهر به فسق و فجور ضرب‌المثل بود) در خواب دیدم که در باغ‌های سرسبز و عمارت‌های عالی که گویا در بهشت است تفریح می‌کنم و با من کسی بود که صاحب‌خانه‌ها و قصر‌ها را می‌شناخت.

بجایی رسیدیم، گفت: اینجا برای میرزا نبی خان است و اگر دوست داری او را ببینی در آنجا نشسته است ‌و او را نشان داد.

متوجه او شدم دیدم تنها در تالاری نشسته است، چون مرا دید اشاره کرد که بیا بالا، من نزد او رفتم، ایستاد به من سلام کرد و مرا در صدر مجلس نشانید و خود همانند زمان حیاتش نشست.

من از حال و مکانش در فکر بودم، او از صورت من دریافت و گفت: ای شیخ، گویا تعجب می‌کنی از جایگاه من در اینجا، با اعمال بدم در دنیا که آتش جهنم را می‌طلبید!

گفتم: آری.

گفت: من در طالقان معدن نمکی داشتم که هر سال اجاره آن را به نجف می‌فرستادم تا صرف اقامه عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) شود و این مکان عوض آن عمل به من داده شده است.

با تعجب از خواب بیدار شدم و فردا در مجلس درسم خواب را بیان کردم.

یکی از فرزندان عالم فاضل مولا مطیع طالقانی گفت: خوابت درست است. او در طالقان معدن نمک داشت که هر ساله نزدیک به صد تومان (به پول آن روز) اجاره‌اش بود، آن را به نجف می‌فرستاد و با نظارت پدرم صرف عزاداری حضرت سیدالشهدا (علیه‌السلام) می‌شد.

استاد فرمودند: قبلاً خبر نداشتم که او در طالقان معدن دارد و درآمدش را خرج عزاداری می‌کند. (دارالسلام: ج ۲، ص ۲۳۳٫)

مرحوم فاضل دربندی در «اسرار الشهادة» می‌نویسد: شخصیتی از طائفه هندو ملقبت به افتخار الدوله (که قبلاً در دولت هند مستوفی الممالکی داشته) هر سال در ماه محرم مال زیادی در اقامه عزای حضرت حسین (علیه‌السلام) بذل می‌کرد، در یکی از سال‌ها دو برابر سال‌های قبل عطا نمود، به مرض شدیدی مبتلا گردید به طوری که به حالت احتضار و اغماء افتاد.

ناگاه صحت و سلامت برای او حاصل گردید و از جای برخاست و مسلمان شد.

از او سببش را پرسیدند، گفت: حضرت سیدالشهداء (علیه‌السلام) را دیدم که فرمودند: «قم قد عافاک الله تعالی ببرکة اقامة تعزیتی؛ برخیز که خداوند به خاطر برپاداشتن عزای من تو را عافیت بخشید.»

وی در آموختن احکام الهی کوشش می‌کرد و با خانواده خود که آن‌ها نیز مسلمان شده بودند از هند به کربلا هجرت کرد و اموال قیمتی خود را به آستان حسینی هدیه نمود و اکنون از اعبد و ازهد مردم آنجا می‌باشد. (وقایع الایام: ص ۱۲٫)

 

یکی از علمای بزرگ، جناب حبیب را در خواب دید که در غرفه‌های بهشتی به انواع نعمت‌های پروردگار متنعم و بساط نشاط برای او گسترده، بعد از عرض ارادت گفت: ای حبیب! چگونه شکر این نعمت را اداء‌ می‌کنی که در جوانی خدمت حضرت رسول (ص) بودی و در پیری موی سفید خود را در راه یاری فرزند پیامبر (ص) به خون خود خضاب نمودی، آیا آرزوی دیگری داری؟

فرمود: آرزو دارم به دنیا برگردم ‌و در جمله عزاداران حسین (علیه‌السلام) داخل شوم زیرا که از سید دو عالم شنیدم که فرمودند: هر کس در مجلس عزای فرزندم حسین (علیه‌السلام) از روی معرفت اشک بریزد، خداوند کریم ثواب صد شهید به او عطا فرماید و درجات او را در بهشت بیفزاید.» (زنگی حبیب بن مظاهر: ص ۵۶٫)

خلاصه اینکه «حسین (ع) جنس غمش فرق می‌کند» به ما اجازه نمی‌دهد به نام نوکری امام حسین (ع) عزاداری او را به سبکی برگزار کنیم که حتی «احتمال می‌دهیم» غمی بر غم‌های حسین اضافه کند...

بنابراین نگذاریم امام حسین (ع) در عزاداری‌هایش هم مظلوم بماند و آن، وقتی است که نوکری نفس به نام نوکری امام حسین (ع) انسان را فریب می‌دهد. شیعه پیش از آنکه به مصیبت‌زده و نوکر امام حسین (ع) نیاز داشته باشد به شیعیانی نیاز دارد که با نوع عزاداری خود، پیام حسین (ع) را که می‌تواند عالمی را تحت تأثیر خود قرار دهد در جهان لکه‌دار نکنند...

آقای صدام! عذر می‌خواهیم

یادداشت/ حسین قدیانی

آقای صدام! عذر می‌خواهیم

خبرگزاری فارس: آقای صدام! عذر می‌خواهیم

مگر چند سال از جنگ گذشته که بعضی‌ها این همه کام ملت را تلخ می‌کنند؟! کاش لااقل دست فتنه را از سر جنگ بردارند!

حسین قدیانی طی یادداشتی در روزنامه وطن امروز نوشت: هفته دفاع‌مقدس، عدل با پاییز شروع می‌شود؛ «پادشاه فصل‌ها». بعضی بر این تصورند که پاییز، فصل مرگ برگ‌هاست اما هیچ برگی از هیچ درختی نمی‌افتد، الا آنکه خود را هزینه کند پای مقاومت همان درخت. ریشه فقط آب نمی‌خواهد، نوازش پاره‌ تن خود، برگ را نیز می‌خواهد. اگر جز این است، برگو مرا چیست آن سبب که برگ، رقص‌کنان از درخت فرو می‌افتد؟! تو هیچ نظاره کرده‌ای افتادن شهید را بر خاک؟! تا ناز نکند برای زمین و زمان، مگر می‌افتد؟! هیهات! که این افتادن، تجلی مرگ باشد. مرگ آن عفریتی است که همه زندگی را از آدمی می‌ستاند، لیکن خون شهید، بهار را مدیون خود خواهد کرد، زندگی را، جان را... چه می‌گویم؛ حیات را. پس اگر پاییز، پادشاه فصل‌هاست، دوران خوش دفاع‌مقدس هم تا ابد «ام‌الفصول انقلاب اسلامی» باقی خواهد ماند. و الا آغاز حمله دشمن به کشور، چه جای جشن و سرور؟! آنچه ما این روزها، به پاسداشت آن نشسته‌ایم، آن لحظه نیست که دشمن وارد خاک‌مان شد، بل آن دمی است که خدا و خون، دفاع ما را رنگ تقدس بخشید. بر این خون خدایی، مباد که پای بگذاریم. این «سرخ مقدس» فراتر از برگ، برگ شناسنامه ماست. اگر بی‌مروت، برگ پاییز را له می‌کنیم، این یکی را دیگر لگدمال نکنیم و این همه بد تا نکنیم با جنگ! 8 سال جنگ، مهم‌ترین برگ شناسنامه ما، مظهر اراده و غرور و استقلال و ایستادگی ما، تجلی مردانگی ما، عامل عزت ماست. فقط آنها که جنگ را درشت می‌نویسند، آن را بر وزن مرگ می‌یابند اما جنگ را باید درست نوشت تا متوجه شد که جنگ 8 ساله، اتفاقا بر وزن زندگی است. مگر چند سال از جنگ گذشته که بعضی‌ها این همه به کام ملت تلخ می‌کنند هفته مظلوم دفاع‌مقدس را؟! کاش لااقل دست فتنه را از سر جنگ بردارند! قسم به خون شهدا، بعضی‌ها برای جنگ هم دارند «نامه سرگشاده» می‌نویسند! و بی‌هیچ سلامی به شهدا، جنگ شهدا را می‌زنند که آنجا اشتباه رفتند، آنجا خطا کردند، آنجا دچار تندروی شدند! من واقعا نمی‌دانم در این مقال باید جناب عالیجناب را «آقای هاشمی» خطاب کنم یا «آقای رفسنجانی» اما فرمانده محترم جنگ! گیرم عزیزی در میدان سیاست، فلان کار شما را نقد کرد. خب! در همان میدان سیاست، جوابش را بدهید! چه کار به جنگ دارید؟! شما «فرمانده جنگ» بودید و ما، با یک نگاه درست، منطقی و ملی - صرف نظر از گلایه‌های کاملا درست این روزها - شما را در آن فتح باشکوه، کاملا سهیم می‌دانیم لیکن شما خود چرا آداب فرماندهی را رعایت نمی‌کنید؟! کجای دنیا، فرمانده مافوق، در ملأعام، زیرمجموعه خود را می‌نوازد؟! آن هم به ناراستی؟! آیا امام خمینی‌(ره) که فرمانده شما یعنی «فرمانده کل قوا» بود، به بهانه فلان شکست یا بهمان عدم‌الفتح، حضرتعالی را می‌زد که شما غالبا بی‌هیچ توجیه موجهی، یک روز این سردار زیرمجموعه خود در جنگ را مورد لطف قرار می‌دهید، دگر روز، سردار دیگری را؟! و بر فرض غالبا نزدیک به محال، آنچه می‌گویید درست باشد! پس شما چه کاره بودی در جنگ؟! آیا جز این است که دیگر فرماندهان جنگ، دقیقا زیرمجموعه حضرتعالی بودند؟! اینگونه که شما دارید فرماندهی خود را زیر سؤال می‌برید! غیر‌ از این است؟! مع‌الاسف، کاش فقط یک روز به محسن رضایی بند کنید و روز دیگر به رحیم صفوی! که اغلب به این بهانه‌ها، خود جنگ را می‌زنید؛ گاه این عملیات را، گاه آن عملیات را. این و آن عملیاتی که پایش صدها «شهید» داده شده. آقای فرمانده جنگ! میزان تقوای شما برای من موضوعیتی ندارد اما می‌خواهم بپرسم؛ «آیا رواست جلوی چشم خانواده شهدا، این همه بگومگو؟!» شما عمدتا هر وقت که در سیاست، جواب درست در چنته ندارید، این تاکتیک‌تان است که بردارید و جنگ را درشت بنویسید! اما این وسط، گناه مادران شهید داده چیست؟! آقای فرمانده جنگ! بگذار خیال‌تان را راحت کنم. ما هم دقیقا عین پیر خون دل خورده جماران، ولو برای ذره‌ای، از 8 سال جنگ، نادم و پشیمان نیستیم. باز هم بگذار خیال‌تان را راحت کنم! ما خوب می‌دانیم که جنگ، جنگ بود و در جنگ، آنهم یک «جنگ تحمیلی» آنچه بسی محتمل است، بروز اشتباه.

ولو آنکه آن اشتباه، توسط خود شما فرمانده جنگ صورت گرفته باشد - می‌دانید و می‌دانیم صورت گرفته!- ذره‌ای از اعتقاد ما به فریضه «ما در جنگ برای ذره‌ای، نادم و پشیمان نیستیم» خللی وارد نخواهد کرد. تمام!

آقای فرمانده جنگ! نگه دارید حرمت جنگ را. سال 88 که حرمت رای ملت را نگه نداشتید، حداقل احترام خون بچه‌های این ملت را نگه دارید و این همه پشت سر جنگ، غیبت نکنید. سال 88 که حرمت انتخابات را نگه نداشتید، لااقل حرمت آنچه را روزی خود فرمانده آن بوده‌اید نگه دارید. سال 88 که حرمت صندوق‌های رای را نگه نداشتید؛ یعنی برای تابوت شهدا هم ارزشی قائل نیستید که بر مدار BBC جنگ را تحلیل می‌کنید؟! آقای فرمانده جنگ! ناظر بر جنگ، دشمن متجاوز را باید زد؛ صدام را، آمریکای حامی جلاد بغداد را، انگلیس خبیث را. تا این مجموعه دشمن هست، سپاه را نمی‌زنند! ارتش را نمی‌زنند! خودی را نمی‌زنند! بسیجی را نمی‌زنند! جگرگوشه ملت را نمی‌زنند! سردار و سرباز را نمی‌زنند! آقای فرمانده جنگ! علی‌القاعده، این شما هستید که باید این نکات را گوشزد کنید اما عیبی ندارد! به جای جنابعالی، من و از قول آن عزیز گرامی می‌نویسم که؛ «فی‌الحال، صدام در بغداد نیست اما حاج قاسم سلیمانی هست.» و این رخداد مهم، به یمن وجود جنگ رخ داده است. همچنانکه به یمن وجود جنگ، دشمن فقط خواب حمله به ایران اسلامی را می‌بیند. وقتی امن و امان و آرامش و امنیت هنوز هم دارد نان جنگ را می‌خورد، چه خطاست تخطئه جنگ، آنهم به سیاق رسانه انگلیسی! آقای فرمانده جنگ! بدتر از شما، دوستان‌ بدکلام‌تان هستند که گاه جوری از جنگ سخن می‌گویند کأنه ما باید برویم و صدام را از قبر بیرون بیاوریم و از او بابت 8 سال دفاع‌مان در برابر تجاوزش عذرخواهی کنیم! از این همه شگفتی، شگفتا! به‌راستی آیا ما صدام را تحریک به جنگ کردیم؟! و شگفتا از شما فرمانده جنگ که در برابر آنچه باید موضع بگیرید نمی‌گیرید اما در عوض، سپاه را بلدید باب دل رسانه روباه پیر بزنید! آقای فرمانده جنگ! اگر بعضی دوستان دلسوز، گاهی به سبب عدم دقت، نابخردانه پایان جنگ را نقد می‌کنند، از آن بدتر، دوستان شما هستند که گیر کرده‌اند در همان شروع جنگ! آقای فرمانده جنگ! 8 سال جنگ آنقدر برای امام، مقدس بود که در ماجرای آن شیخ ساده‌لوح -کلا امان از شیوخ ساده‌لوح! - حضرت روح‌الله، مدام با سیاست سعه‌صدر جلو می‌آمد، الا آنجا که علیه جنگ هم رجز خوانده شد. دیگر اینجا کوتاه نیامد خمینی و دیدیم که نیامد و حق جنگ را گرفت! و محکم هم گرفت! چه می‌نویسم که روح خدا، سراسر خشم شد! نه، اشتباه نشود. خمینی هم درست مثل دوکوهه، درست مثل راوی فتح، درست مثل ما، جنگ را دوست نداشت، بلکه جمع باصفای بسیجی‌ها را دوست می‌داشت. جمع شهدا را. و آرزومند آن عرصه‌ای بود که در آن کرامات باطنی انسان‌ها بروز یابد. وه که چه متفاوت است «روایت فتح» با آنچه BBC از جنگ به خورد ما می‌دهد. آقای فرمانده جنگ! فرمانده باید بر قلب‌ها حکومت کند. بشنو! این صدای حکومت «سید شهیدان اهل قلم» است بر قلب ما. آری! صدپله فراتر از «روایت»، رسما دارد «حکومت» می‌کند مرتضای آوینی بر این دل‌های بی‌قرار؛ «خداحافظ دوکوهه! ما می‌دانیم تو از گواهان روز حشری و بر آنچه ما بوده‌ایم شهادت خواهی داد. تو ما را می‌شناخته‌ای و رازدار خلوت ما بوده‌ای... این همه مغموم مباش دوکوهه! امام رفت اما راه او باقی است. دیر نیست آن روز که روح تو عالم را تسخیر کند و نام تو و خاک تو و پرچم‌هایت، مظهر عدالت‌خواهی شود. دوکوهه! آیا دوست داری که پادگان یاران امام مهدی‌(عج) نیز باشی؟ پس منتظر باش...».

۲۰ جمله کلیدی رهبر انقلاب درباره «دفاع مقدس»

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت فرا رسیدن هفته دفاع مقدس، ۲۰ جمله کلیدی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پیرامون موضوع «دفاع مقدس» را منتشر می‌کند:

* جنگ به وسیله‌ی مردم اداره شد. هم ارتش و هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و هم نیروهای گوناگون، متکی به مردم بودند؛ به ایمان مردم، به عشق مردم، به صفای مردم. ۱۳۹۰/۰۷/۲۰
 
* جنگ هشت ساله، ما را قوی‌تر کرد. اگر جنگ هشت ساله نبود، این سرداران شجاع، این مردان برجسته نشان داده نمیشدند، در بین ملت بروز نمیکردند؛ این حرکت عظیمِ مخلصانه‌ی مردم مجال بروز و ظهور پیدا نمیکرد. ۱۳۸۹/۱۱/۲۷
 
* هشت سال دفاع مقدس ما صرفاً یک امتداد زمانی و فقط یک برهه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی زمانی نیست؛ گنجینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی عظیمی است که تا مدتهای طولانی ملت ما میتواند از آن استفاده کند، آن را استخراج کند و مصرف کند و سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذاری کند. ۱۳۸۸/۰۶/۲۴
 
* آن عزتی، اعتماد به نفسی، احساس اقتداری که از ناحیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی معنویت رزمندگان ما و جامعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی اسلامی ما احساس شد و توانست آن حادثه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی عجیب و شگفت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انگیز - یعنی پیروزی در دفاع مقدس و شکست نخوردن در مقابل تهاجم این همه دشمن - را رقم بزند، آن خصوصیات، آن خصلتها، برای ملت ما، برای کشور ما، یکی از بزرگترین نیازهاست. ۱۳۸۸/۰۶/۲۴
 
* این هشت سال، مظهری از برترین صفاتی است که یک جامعه میتواند به آنها ببالد و از جوانان خودش انتظار داشته باشد. یعنی دفاع مقدس مظهر حماسه است، مظهر معنویت و دینداری است، مظهر آرمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهی است، مظهر ایثار و از خودگذشتگی است، مظهر ایستادگی و پایداری و مقاومت است، مظهر تدبیر و حکمت است. ۱۳۸۸/۰۶/۲۴
 
* جنگ، کار پیچیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای است. مدیریت جنگ و فرماندهی جنگ، کار بسیار سنگین و پیچیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای است. این کار را جوانهای نورس ما در بسیاری از بخشها انجام میدادند. این تدبیر، این حکمت، چیز بسیار شگفت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آوری است؛ مظهر شکوفائی استعدادها و ظرفیتهاست. چقدر جوانهای کم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سال رفتند در جبهه و توانستند در آنجا کارهای بزرگ از خودشان نشان بدهند. بعضی شهید شدند، بعضی هم جزو سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های انقلاب بودند، بعدها کشور از اینها استفاده کرد. حقیقتاً این جوری بود که سپاه پاسداران یکی از مراکز صدور نیرو به همه جای کشور شده در طول این بیست و هفت هشت سال؛ به خاطر اینکه جنگ توانست از یک مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی جوان، مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از عناصر کارآمد و بااستعداد درست کند و تحویل بدهد؛ چون استعدادها در اینها شکوفا شد. ۱۳۸۸/۰۶/۲۴
 
* اینکه تصور بشود که هنر دفاع مقدس در جامعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ما مخاطب ندارد، طالب ندارد، این هم خطای بزرگی است، از اشتباهات فاحش است؛ اگر کسی این را خیال کند. تحقیقاً پرمشتری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین آثار هنری بعد از انقلاب در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلف، آن آثار هنری است که مربوط به دفاع مقدس بود؛ چه در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی فیلم و سینما، چه در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی کتاب، خاطره، داستان. ۱۳۸۸/۰۶/۲۴
 
* جنگ تحمیلی را دشمن برای خاموش کردن انقلاب به راه انداخت، اما همین جنگ تحمیلی باعث شعله‌ورتر شدن نیروی انقلاب و روحیه‌ی انقلاب شد.  ۱۳۸۸/۰۱/۲۶
 
* من مشتاقم که جوان‌های ما قصه‌ی جنگ تحمیلی هشت ساله را بدانند که چه بود. این را بارها گفته‌ایم؛ افراد هم گفته‌اند و تشریح کرده‌اند؛ اما یک نگاه کلان به این هشت سال، با اطلاع از جزئیاتی که وجود داشته است، خیلی برای برنامه‌ریزی آینده‌ی جوان در روزگار ما مهم است. ۱۳۸۷/۰۸/۰۸
 
* همه باید بدانند که در دوران دفاع مقدس چه معجزات عظیمی از حضور مؤمنانه و پر تلاش نیروهای بسیجی در صحنه‌های جنگ اتفاق افتاد؛ این را باید همه بدانند. ۱۳۸۷/۰۲/۱۴
 
* من توصیه میکنم این کتابهائی که در شرح حال سرداران است یا آنچه که در گزارش روزهای جنگ و سالهای دشوار اول بالخصوص نوشته شده، این را جوانها بخوانند. خود را سیراب کنید از معرفت به آنچه که گذشته است در تاریخ انقلاب. ۱۳۸۷/۰۲/۱۴
 
* این جنگ، یک جنگ دفاعی بود. جنگ دفاعی با جنگ تهاجمی فرق دارد؛ جنگ تدافعی و دفاعی، محل بروز غیرت و تعصب و وفاداری عمیق انسانها به آرمانهایی است که به آنها پایبند است. ۱۳۸۵/۰۷/۲۹
 
* دوران دفاع مقدس برای ملت ما ظرفیت و موقعیتی بود که این ملت بتواند اعماق جوهره‌ی خودش را در ابعاد مختلف نشان دهد، و نشان داد. ۱۳۸۴/۰۶/۳۱
 
* ما هرچه برای دوره‌ی دفاع مقدس سرمایه‌گذاری و کار کنیم، زیاد نیست؛ چون ظرفیت هنری و ادبی کشور برای تبیین این دوره، خیلی گسترده، وسیع و عمیق است و از این ظرفیت تاکنون استفاده‌ی خوب و درخوری نشده. ۱۳۸۴/۰۶/۳۱
 
* مواظب باشید از مسأله‌ی دفاع مقدس که در این کشور اتفاق افتاد، غافل نشوید؛ کار بزرگی انجام گرفت. آن جوانها مثل شماها بودند؛ اکثر این جوانهایی که در جنگ نقشهای مؤثر ایفا کردند، از قبیل همین دانشجوها بودند و خیلی‌هایشان هم جزو نخبه‌ها بودند. دلیل نخبه بودنشان هم این بود که یک جوان بیست‌ودو، سه ساله فرمانده‌ی یک لشکر شد؛ آن‌چنان توانست آن لشگر را هدایت کند و آن‌چنان توانست طراحی عملیات را، که هرگز نکرده بود، بکند که نه فقط دشمنانی را که مقابل ما بودند متعجب کرد، بلکه ماهواره‌های دشمنان را هم متعجب کرد. ۱۳۸۳/۰۷/۰۵
 
* ما در جنگ، بسیار جانهای عزیز را از دست دادیم و خسارتهای مادّی و معنوی زیادی هم تحمل کردیم؛ اما چیزی در دل این ملت جوشید که برکات و ارزشش برای امروز و فردای این ملت، از همه چیز بالاتر است و آن، احساس اتّکاء به نفس، احساس عزّت، احساس استقلال، احساس خودباوریِ ملیِ عظیم و احساس اعتقاد به این بود که اگر یک ملت حول محور ایمان به خدا و عمل صالح جمع شوند، معجزاتِ نشدنی یکی پس از دیگری قابل شدن خواهد شد. ۱۳۷۹/۰۷/۰۶
 
* جنگ هشت ساله، این ملت را آبدیده، شجاع و متّکی به نفس کرد. نام این ملت را بلند کرد. خیلی از ملتهای مسلمان دنیا به خاطر جنگ و عقاید شما ملّت، توجّه و گرایش پیدا کرده‌اند. ۱۳۷۵/۰۹/۲۴
 
* یکی از برکات دفاع هشت ساله ما، همین پیشرفتهای علمی و تکنولوژیکی و ساخت دقیقترین ابزارهاست که با دست خالی و بدون هیچ سابقه‌ای آنها را به دست آوردیم و جزو موجودی ملت ایران شده است. ۱۳۷۴/۰۶/۲۹
 
* در جنگ تحمیلی ملت بزرگ ما با ایستادگی و مقاومت خود در راه خدا، این توطئه را به وسیله و نردبانی به سمت قله‌ی آرزوها و ارزشهای اسلامی و وسیله‌یی برای پیشرفت تبدیل کرد. ۱۳۶۹/۰۶/۰۱
 
* بزرگترین، دردناکترین و فاجعه‌آمیزترین خصومت دشمنان ما به راه انداختن جنگ تحمیلی بود. ۱۳۶۶/۰۶/۳1

آقای رئیس جمهور ،من به جای شما خجالت کشیدم...

پوشش نامناسب نخست وزیر انگلیس در دیدار با روحانی

نوجوانی که غیرتش، زن خبرنگار را مجبور به حفظ حجاب کرد

مهدی طحانیان، نوجوان سیزده ساله ای بود که در عملیات بیت المقدس در نوزده اردیبهشت 1361 به اسارت دشمن بعثی درآمد.

مهدی همان نوجوانی است که یک سال پس از اسارت، در برابر درخواست خانم خبرنگاری بی حجاب برای مصاحبه، خطاب به او شعر زیر را خواند

ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است
ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

و شرط مصاحبه را محجبه شدن آن خبرنگار قرار داد و او مجبور شد تا حجاب خود را رعایت کند
اینکه در مصاحبه چی گفت هم خیلی جالبه:
(با وجود تکرارهای مکرر قلچماق های عراقی ، اینکه در مصاحبه چی بگه)
او چنین گفت:
اما من تنها به انگیزه اسلام و رضایت امام خمینی(ره) فکر می‌کردم و تنها به فکر اندیشه عزت اسلام و انقلاب بودم. با سخنان مترجم دریافتم که به خوبی آن فرمانده را شکست داده‌ام وخود را برای شهادت آماده کردم.

جهاد کبیر یعنی در برابر دشمنان سر تسلیم فرود نیاوریم

جهاد کبیر یعنی در برابر دشمنان سر تسلیم فرود نیاوریم/انقلاب مرز جغرافیایی ندارد

فرمانده سپاه ناحیه سبزوارگفت: عزت اقتدار کرامت و هرچه داریم از فداکاری و جانفشانی شهدا است.
_mg_4021

به گزارش بصیر سبزوار، سرهنگ پاسدار امین اله مظلوم عصر امروز در مراسم غبارروبی و عطر افشانی آستان شهدای سبزوار با بیان اینکه انقلاب ما دوران بسیار سختی را پشت سر گذاشته اظهارداشت: هیچ گاه دست از آرمان شهدا دست نخواهیم کشید و تا استقرار حاکمیت الهی و آماده کردن شرایط حضور امام زمان(عج) از پای نخواهیم نشست.

 

وی با بیان اینکه جمهوری اسلامی در وضعیت بسیار برجسته و ممتازی قرار گرفته است تصریح کرد: امروز ایران ضلع هندسه نظم نوین جهانی است.

 

مظلوم با اشاره به اینکه استکبار درحال عقب نشینی از بلاد اسلامی است خاطر نشان کرد: فضای تنفس برای استکبار در منطقه تنگ شده و بیداری اسلامی با پرچم داری ایران در حال گسترش است.

 

فرمانده سپاه سبزوار با بیان اینکه جهاد کبیر یعنی عدم طبعیت از دشمنان اسلام تاکید کرد: انقلاب ایران و شهدا به ما آموختند که در برابر دشمنان خدا سر تسلیم فرود نیاوریم .

 

وی ادامه داد: امروز انقلاب ما به یک قدرت پذیرفته شده در جهان تبدیل شده است و سنگرهای بسیاری در جهان فتح گردیده است.

 

مظلوم با اشاره به این موضوع که پیام های آسمانی و اسلامی انقلاب مرز جغرافیایی نمی شناسد تاکید کرد: استکبار جهانی امروزه آرزوهای خود را برباد رفته می بیند.

 

فرمانده سپاه سبزوار با بیان اینکه ما دوران بسیار سختی را پشت سر گذاشته ایم و تجربیات فراوانی را کسب کرده ایم اظهارداشت: جنگ ما جنگی همه جانبه بود که دشمن با تمام توان خود وارد مقابله با ما شده بود.

 

وی به پروژه نفوذ داخلی از سوی دشمن اشاره کردو افزود: دشمن در درون کشور به دنبال نفوذ است اما در خارج از مرز به دنبال این موضوع است که چگونه از نفوذ ایران در مناطق مختلف جلوگیری کند.

 

وی به راه اندازی جنگ های نیابتی را یکی از راهکارهای دشمن برای این مقابله عنوان کرد و بیان داشت: وحدت آل سعود و آل یهود امروز بیش از پیش نمایان شده و به به این جنگ ها دامن میزند.

http://basirsabzevar.com/wp-content/uploads/2016/09/MG_4053.jpg

_mg_3998

 

دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با رهبر انقلاب

دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با رهبر انقلاب

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) در دیدار شرکت‌کنندگان در همایش سراسری فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سپاه را «سنگر مستحکم انقلاب» و «عنصر شاخص دفاع از امنیت داخلی و خارجی و هویت برجسته و ممتاز و مورد نیاز برای پیشرفت کشور و حرکت به‌سوی آرمان‌ها» دانستند و ضمن اشاره به برخی انحراف‌ها برای مقابله با اجزای اصلی قدرت نرم و معنوی نظام اسلامی و تحریف آنها، گفتند: یکی از اجزای مهم قدرت نرم جمهوری اسلامی، بی‌اعتمادی مطلق به قدرت‌های سلطه‌گر و در رأس آنها آمریکا است و این بی‌اعتمادی باید روزبه‌روز گسترش یابد.
رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای سخنان خود، فرمان امام (رحمه‌الله) برای تشکیل نیروهای سه‌گانه‌ی سپاه را ناشی از نگاه نافذ و دوراندیشانه و دلِ نورانی آن مرد بزرگ و الهی دانستند و درخصوص اهمیت و ارزش و جایگاه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افزودند: جمله‌ی معروف امام (رحمه‌الله) مبنی بر اینکه «اگر سپاه نبود کشور هم نبود» به این دلیل بود که سپاه، شجره‌ی طیبه‌ای است که از هویت آن، ایمان و حرکت انقلابی و جهادی می‌تراود و حفظ کشور و انقلاب نیز منوط به استمرار این عناصر مهم است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای لازمه‌ی رسیدن به آرمان بزرگ انقلاب یعنی «تشکیل تمدن نوین اسلامی» و دفاع از نظام اسلامی در برابر توطئه‌ها را «حرکت انقلابی و جهادی» برشمردند و گفتند: اکنون بعد از گذشت ۳۷ سال از انقلاب اسلامی به‌خصوص بعد از دوران دفاع مقدس، حقیقت سخن آن انسان عمیق، مجرب و متوکل به خدا در مورد سپاه، بیش از پیش روشن‌تر شده و باید گفت «سپاه سنگر مستحکم انقلاب است».
ایشان با تأکید بر اینکه دفاع از امنیت داخل و خارج از مرزها یکی از وظایف اساسی سپاه پاسداران است، خاطرنشان کردند: سپاه علاوه بر حفظ امنیت و مسائل دفاعی، در عرصه‌های دیگری همچون سازندگی، عمران، خدمت‌رسانی به محرومان، مسائل فرهنگی و هنری و تولید فکر انقلابی، نقش‌آفرین و تأثیرگذار است که این اقدامات باید ادامه یابند و به اطلاع مردم و افکار عمومی نیز رسانده شوند.
رهبر انقلاب اسلامی، اقدامات دفاعی، سازندگی و فرهنگی سپاه را برجسته و ممتاز خواندند و با تأکید بر اینکه چنین ارزیابی از اقدامات سپاه، واقع‌گرایانه و غیر جانبدارانه است، افزودند: حتی دشمنان نظام و انقلاب نیز چنین قضاوتی درباره‌ی سپاه پاسداران دارند.
فرمانده کل قوا با تأکید بر اینکه حفظ هویت سپاه، اقدامی مهم و نیازمند هوشیاری و آسیب‌شناسی دائمی است، خاطرنشان کردند: حفظ، به معنای توقف در زمان نیست بلکه باید همگام با تغییر ابزارها و پیشرفت‌های دشمن، سپاه نیز به پیشرفت‌های خود در عرصه‌های علم و فناوری و نوآوری‌ها قانع نباشد و حرکت رو به جلو متوقف نشود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «امنیت» را موضوعی بسیار مهم و زمینه‌ساز پیشرفت معنوی و مادی جامعه خواندند و گفتند: ازجمله وظایف سپاه، تأمین امنیت داخلی و خارجی است و اگر امنیت خارجی وجود نداشته باشد، و در خارج از مرزها جلوی دشمن گرفته نشود، امنیت داخلی هم از بین خواهد رفت.
ایشان، لازمه‌ی رفع تهدیدهای نظامی را اقتدار روزافزون نیروهای مسلح دانستند و افزودند: در طول سال‌های گذشته گاهی اوقات سخنانی از جانب برخی مسئولان مطرح شده مبنی بر اینکه رفع تهدید نظامی و جنگ به‌دلیل فلان اقدام بوده است، درحالی که این سخنان صحیح نیست، زیرا تنها عامل رفع تهدید نظامی، «اقتدار دفاعی و نظامی» و «ایجاد ترس و رعب در دشمن» بوده و خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به برخی اظهارنظرهای اخیر مبنی بر اینکه علت پیشرفت برخی کشورها، جمع‌آوری سازمان‌های نظامی آنها بوده است، تأکید کردند: باور این سخنان از کسانی که به آنها نسبت داده شده، بسیار سخت است، اما اگر چنین سخنانی واقعاً بیان شده باشد، حرف غلطی است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: کشورهایی که گفته می‌شود سازمان نظامی خود را جمع‌آوری کردند، به اختیار خود این کار را نکردند بلکه آنها در جنگ جهانی نابود شده بودند و به آنها اجازه ندادند که سازمان نظامی داشته باشند.
ایشان تأکید کردند: هیچ عاقلی نیروی دفاعی خود را کنار نمی‌گذارد، بنابراین باید قدرت دفاعی کشور را روزبه‌روز استحکام بخشید.
رهبر انقلاب اسلامی، «ایمان» را عامل اصلی استحکام توان دفاعی کشور برشمردند و خاطرنشان کردند: جنگ نامتقارن به همین معنا است و طرف مقابل با وجود داشتن ابزار و تجهیزات پیشرفته، فاقد عامل ایمان است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: نمونه‌ی بارز جنگ نامتقارن در عراق روی داد و آن هنگامی بود که نیروهای مردمی عراق که فاقد تجهیزات پیشرفته‌ی نظامی هستند اما از ایمان بالایی برخوردارند، توانستند مناطقی را آزاد کنند که نظامیان آمریکا و هم‌پیمانان آنها، از ابتدای حضور در عراق نتوانسته بودند آن مناطق را به تسلط خود درآورند.
ایشان در ادامه‌ی سخنان خود به موضوع «تحریف اجزای قدرت نرم نظام اسلامی» نیز اشاره کردند و گفتند: در کنار حرف‌های غلطی که درباره‌ی توان دفاعی کشور گفته می‌شود، برخی غلط‌پردازی‌ها و تحریف‌ها هم درباره‌ی بعضی از مفاهیم انقلاب انجام می‌شود که خطر آن، از سخنان غلط بیشتر است.
رهبر انقلاب اسلامی، نفی مفهوم «استقلال» و مساوی دانستن آن با انزوا را یکی از این تحریف‌ها برشمردند و افزودند: هدف اصلی از نفی استقلال، پیروی از نظم‌های ترسیمی قدرت‌های سلطه‌گر است که متأسفانه عده‌ای دانسته یا ندانسته، درحال تکرار این موضوع هستند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «استقلال، فرهنگ و اعتقادات» را مایه‌ی هویت یک ملت دانستند و تأکید کردند: به چه دلیلی باید از هویت واقعی خود دست کشید و از روش‌های غلط و مفتضح غربی‌ها پیروی کرد؟
ایشان، موضوع شرم‌آور «همجنس‌گرایی» را یکی از موارد برخلاف مصلحت و خلقت بشر برشمردند و گفتند: در تبلیغات جهانی به‌گونه‌ای فضاسازی و هوچی‌گری می‌کنند که اگر کسی منکر این مسائل خلاف شود، احساس انزوا کند و به همین علت حتی برخی مقامات غربی برای رأی آوردن از چنین تفکر غلطی اعلام طرفداری می‌کنند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: نتیجه‌ی عدم استقلالی که غربی‌ها بر آن تأکید می‌کنند، چنین وضعیتی است؛ حال آیا ما باید تفکر الهی و نورانی اسلام را رها کنیم و پیرو چنین تفکر مفتضحی شویم؟
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یکی دیگر از تحریف‌های اجزای قدرت نرم نظام اسلامی را، «مساوی دانستن آرمان‌گرایی با عدم عقلانیت» دانستند و خاطرنشان کردند: آرمان‌گرایی عین عقلانیت است زیرا اگر ملتی بدون آرمان شود، همانند وضعیت امروز جوامع غربی از درون تهی و پوچ خواهد شد.
ایشان تأکید کردند: آنچه که موجب شوق به پیشرفت و حرکت در ملت‌ها می‌شود، آرمان‌ها هستند و هرچه این آرمان‌ها والاتر، مجرب‌تر و نورانی‌تر باشند، حرکت صحیح‌تر خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی به یکی دیگر از تحریف‌ها درخصوص اجزای قدرت نرم نظام اسلامی اشاره کردند و گفتند: یکی از عناصر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، «بی‌اعتمادی مطلق به قدرت‌های سلطه‌گر جهانی» است که امروز مظهر آن آمریکا است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم گسترش بی‌اعتمادی مطلق به آمریکا، افزودند: متأسفانه برخی‌ها حاضر نیستند این بی‌اعتمادی را قبول کنند و اگرچه به زبان می‌گویند آمریکا دشمن است اما احساس واقعی بی‌اعتمادی به آمریکا، در آنها وجود ندارد.
ایشان خاطرنشان کردند: هنگامی که در انسان احساس دشمنی و بی‌اعتمادی واقعی به طرف مقابل وجود داشته باشد، در مذاکرات و دیدارها، الزامات آن را رعایت می‌کند و به گفته‌های طرف مقابل مطلقاً اعتماد نخواهد کرد.
رهبر انقلاب اسلامی، بی‌اعتمادی مطلق به آمریکا را نتیجه‌ی عقلانیت ناشی از فکر و عمق و تجربه دانستند و گفتند: موضوع دشمنی آمریکا را در طول سال‌های متمادی بعد از انقلاب و در قضایای اخیر مذاکرات هسته‌ای و در مسائل دیگر دیده‌ایم.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به یک نمونه‌ی تاریخی اشاره کردند و افزودند: در قضیه‌ی مشروطه، هنگامی که به انگلیسی‌ها اعتماد و راه به‌سمت سفارت آنها کج شد، ضربه‌ی اساسی وارد و نتیجه‌ی آن ۷۵ سال عقب ماندن کشور شد.
ایشان خطاب به برخی کشورهای منطقه خاطرنشان کردند: اگر هوشیار نباشید و ترفند نظام سلطه‌ی آمریکا را درک نکنید و فریب لبخند آنها را بخورید، شما هم ممکن است ۵۰ یا حتی ۱۰۰ سال عقب بیفتید.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اگر ما امروز راه را برای مذاکره با آمریکایی‌ها و وسوسه‌های آنها در بخش‌های مختلف، باز کنیم، نه فقط زمینه‌ساز نفوذ آشکار و پنهان آنها شده‌ایم بلکه پیشرفت مورد نظر کشور هیچ‌گاه محقق نخواهد شد و عقب‌ماندگی قطعی خواهد بود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم هوشیاری و بیداری مسئولان در قبال نفوذ و سلطه‌ی دشمن خاطرنشان کردند: آمریکایی‌ها اصرار دارند که ما با آنها درباره‌ی مسائل منطقه‌ی غرب آسیا به‌ویژه سوریه، عراق، لبنان و یمن مذاکره کنیم؛ هدف واقعی آنها از این درخواست‌های مذاکره چیست؟ آنها هدفی جز جلوگیری از حضور جمهوری اسلامی ایران در منطقه به‌عنوان عامل اصلی ناکامی‌های آمریکا ندارند.
ایشان با اشاره به ترفندهای مذاکراتی آمریکایی‌ها و دشمنی‌های آشکار آنها که نمونه‌هایی از آن در مذاکرات هسته‌ای دیده شد، گفتند: عقلانیت اقتضا می‌کند نسبت به کسانی که دشمنی خود را آشکار کرده‌اند، بی‌اعتمادی مطلق داشته باشیم.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به برخی زمزمه‌ها برای مذاکره با آمریکا درخصوص مسائل منطقه نیز تأکید کردند: مذاکره با آمریکا نه‌تنها فایده ندارد، بلکه ضرر هم دارد و این موضوع، با استدلال به مسئولان سطوح بالای کشور گفته شده و آنان نیز پاسخی در رد آن نداشتند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه مذاکره نه‌تنها دشمنی‌ها را کم نمی‌کند بلکه زمینه را برای نفوذ باز می‌کند، به امنیت حاکم بر کشور اشاره کردند و افزودند: دشمن تمام تلاش خود را برای برهم زدن امنیت کشور قرار داده است، بنابراین همه‌ی سازمان‌های نیروهای مسلح و دستگاه‌های مربوطه باید از این امنیت به‌عنوان یک دستاورد مهم در دنیای ناامن امروز، محافظت کنند.
ایشان علاوه بر امنیت محیط زندگی، امنیت فرهنگی و فکری را نیز بسیار مهم برشمردند و تأکید کردند: سپاه باید در همه‌ی این موارد نقش‌آفرینی داشته باشد.
فرمانده کل قوا سپس در بیان چند توصیه خطاب به پاسداران انقلاب اسلامی، محور همه‌ی توانایی‌های سپاه را «ایمان و روحیه‌ی انقلابی و جهادی» دانستند و افزودند: نباید اجازه داد که روحیه‌ی انقلابی با میل و دل بستن به دنیا و وارد شدن در مسابقه‌ی تجمل‌پرستی و اسراف تضعیف شود.
«لزوم حفظ پیوستگی نسل‌های جدید سپاه با مفاهیم انقلاب» و «اهمیت مسئله‌ی آموزش»، توصیه‌های بعدی رهبر انقلاب اسلامی بود.
ایشان همچنین از «بسیج» به‌عنوان «ظرفیتی ملی» یاد کردند و با اظهار خرسندی از فعالیت‌های فراوان در این مجموعه‌ی مردمی، بر عمق‌بخشی به فعالیت‌ها تأکید کردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به «نقش الگو و آینده‌ساز ملت ایران در تحولات جهانی» خاطرنشان کردند: اگر مسئولان و مردم بتوانند اقتصاد مقاومتی را به معنای واقعی محقق و کشور را از جادوی مالی و پولی دشمن خلاص کنند و ارزش و آقایی دلار را در زندگی اقتصادی بشکنند، کشورهای دیگر را نیز نجات داده‌اند و برای آنها الگو خواهند شد.
رهبر انقلاب اسلامی، علت عصبانیت دشمنان از ملت ایران را همین ویژگی الهام‌بخشی جمهوری اسلامی خواندند و افزودند: حرکت ملت ایران با وجود انبوه فشارها، تحریم‌ها و تهدیدها روزبه‌روز شفاف‌تر و شجاعانه‌تر، و نهال پاک و مبارک انقلاب اسلامی هر روز تناورتر شده است.
ایشان با اشاره به تلاش دستگاه‌های تبلیغاتی تحت سلطه‌ی صهیونیست‌ها برای پوشاندن این واقعیات درخشان، استقبال‌های مردمی از مسئولان در برخی سفرهای خارجی را دلیل دیگری بر الگو شدن ملت ایران دانستند و افزودند: جمهوری اسلامی هنوز در ابتدای راه دستیابی به اهداف و آرمان‌های والا است اما همین مقدار از حرکت و نشان دادن استقلال، ایستادگی و عزم راسخ نیز دل‌های ملت‌ها را به خود جذب کرده است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم ادامه دادن این راه نورانی با قدرت و آمادگی مادی و معنوی روزافزون، خاطرنشان کردند: درس قرآن به ما این است که در مقابل دشمنی‌ها باید با یاری جستن از خداوند، استقامت و پایداری کرد، زیرا خدا و هدایت الهی همراه ما است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اگر ما انگیزه، ایمان و عزم راسخ خود را حفظ کنیم و عقل و تدبیر را به‌درستی به‌کار ببندیم، بر تدابیر همه‌جانبه‌ی دشمنان فائق خواهیم آمد و برخلاف تصور برخی که خیال می‌کنند محاصره شده‌ایم، همه‌ی دشمنان را به خاک خواهیم نشاند.
ایشان تأکید کردند: من نسبت به آینده هیچ نگرانی ندارم و معتقدم به توفیق الهی، فردای کشور از امروز آن، بسیار بهتر خواهد بود.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی نماینده‌ی ولیّ فقیه در سپاه پاسداران با تبریک دهه‌ی امامت و ولایت، رویکرد فرماندهان و مسئولان سپاه و بسیج را تداوم گفتمان امام و رهبری خواند و گفت: سپاه همه‌ی ظرفیت‌های خود را برای عمل به وظایف و مأموریت‌ها و برافراشته نگه داشتن پرچم تمدن‌ساز انقلاب اسلامی به‌کار خواهد گرفت.
همچنین سردار سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه در گزارشی گفت: سپاه برای انجام رسالت خود بر حفظ ظرفیت‌های انقلاب اسلامی، گسترش سطح قدرت در جهان اسلام، کمک به تحقق آرمان‌های انقلاب و مبارزه با مظاهر اشرافی‌گری، فساد، تبعیض و وادادگی تمرکز دارد.
سرلشکر جعفری افزود: اساس راهبرد بازدارندگی سپاه، ارتقای معنویت و حفظ روحیه‌ی انقلابی در همه‌ی سطوح است.
فرمانده کل سپاه با بیان اینکه نمی‌گذاریم طرح‌های خباثت‌آلود آمریکا برای نفوذ و استحاله‌ی نظام تحقق یابد، تاکید کرد: اطمینان داشته باشید ریشه‌ها و سرشاخه‌های شجره‌ی خبیثه‌ای که بخواهد سیاست‌های آمریکا را در کشور نفوذ دهد، قطع خواهد شد و انقلاب اسلامی با حمایت‌ها و هدایت‌های فرمانده کل قوا برای عبور از مرحله‌ی سوم تکوین خود پاسداری می‌شود.